فلوت سحرآمیز

 
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٤
 

خداحافظی


روی تخته سياه
با گچ سفيد نوشته بود:
آمدم...دوبار آمدم...
نبودی...خداحافظ .

من هنوز هم به جمله فکر می کنم...
فکر می کنم من هم آمدم
من هزار بار بيشتر از دو بار آمدم
تو
هيچ بار از هزار بار را نبوده ای ...

با خودم فکر می کنم
پس چطور می شود...

من ...

هنوز هم به تونگفته ام ...
خداحافظ...!



 
کلمات کلیدی :
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٤
 

مسافر

چندی است
تا راه می روم
يک قاصدک روبرويم می ايستد...
پر می گيرد و روی موهايم می نشيند
من..
هردفعه فکر می کنم اين بار ...
می آيی از سفر  .

چندی است
قاصدک ها موهايم شده اند.


 
کلمات کلیدی :
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۳
 

اين هم خدمت شما...

تسهيلات دانشجويی

 


 
کلمات کلیدی :
comment نظرات ()