فلوت سحرآمیز

موسیقی نمی خواهند
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۱
 

سلام. این مطلب را در سایت خبرآنلاین هم منتشر کرده ام . می توانید از طریق این لینک هم آن را دنبال کنید.

یادداشتی به بهانه موج نوی لغو کنسرت ها

چند سال اخیر را برای موسیقی ایران باید در زمره تلخ‌ترین و توهین‌آمیزترین سال‌ها دانست. کنسرت‌ها یکی پس از دیگری در شهرستان‌ها لغو می‌شود یا اصلا مجوز نمی‌گیرد و وزارت ارشاد هم کمترین برخوردی نمی‌کند. بلاتکلیفی دولت نهم و دهم در زمینه برخورد با موسیقی هر ازگاهی به شکل‌های مختلف خودش را نشان می‌دهد و شترسواری دولا دولای مسئولین موسیقی ارشاد گاه به تغییر آنها، گاه به سفارش ساخت سمفونی‌های مناسبتی و گاه به اختراع واژه‌هایی مثل "موسیقی فاخر" می‌انجامد. اما این روزها ادارات ارشاد استان‌ها بیش از پیش دست خودشان را باز دیده و راسا اقدام به عدم صدور مجوز یا لغو کنسرت‌ می‌کنند تا در تابستان که معمولا در ایران به فصل کنسرت‌ها اختصاص دارد، خاطره‌ای تلخ را برای شهرستانی‌ها و موسیقیدانان رقم زده باشند؛موج تازه‌ی لغو کنسرت‌ها، ندادن مجوز برگزاری کنسرت و قوانین سفت و سخت برای برگزاری برنامه‌های موسیقی راه افتاده است.

طی این چند سال بارها و بارها وزارت ارشاد مدیران دفتر موسیقی وزارت ارشاد را که پیش از این‌ها نام "مرکز موسیقی" را داشت تغییر داده. بارها و بارها درباره "انواع موسیقی مورد قبول" صحبت شده و طی همین صحبت‌ها بود که چه در دولت نهم که واژه "موسیقی فاخر" اختراع شد و چه در دولت دهم که این واژه از یادها رفت، درباره موسیقی‌های مورد تائید دفتر موسیقی بحث شده است. اما آنچه این روزها گریبان موسیقی ایران را گرفته اتفاقا در حوزه همین موسیقی‌های مورد تائید مسئولان ارشاد است؛ یعنی موسیقی که به عنوان موسیقی اصیل ایرانی یا موسیقی سنتی شناخته می‌شود.

جالب اینجاست که مسئولین ارشاد در اکثر اظهارنظرهایشان از جمله این آخری، موسیقی پاپ را از دایره حمایتی خودشان خارج کرده و همچنان صحه اصلی را بر موسیقی اصیل گذاشته‌اند. اما واقعیت کاملا برعکس این ماجرا را نشان می‌دهد. کنسرت‌های پاپ بی هیچ دردسری هر روز در تهران و شهرستان‌ها برگزار می‌شوند و مشکلات برگزاری کنسرت‌های گروه‌های موسیقی سنتی هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. نکته اینجاست که هربار مشکلاتی که برای گروه‌های موسیقی تراشیده می‌شود با دفعات قبلی متفاوت است. یک روز حضور نوازنده زن در گروه به عنوان مشکل مطرح می‌شود، یک روز با شخص موسیقیدان مشکل دارند و در مواردی از جمله شهرستان تبریز از اصل با برگزاری کنسرت مشکل دارند. مشکلی که پیشتر در مشهد هم توسط اما جمعه این شهر به وجود آمد و حل نشد.

موج نوی لغو کنسرت‌های موسیقی که از سال گذشته با لغو کنسرت همایون شجریان در تبریز به دلایلی عجیب و غریب آغاز شد، امسال با لغو کنسرت‌های دیگر از جمله کنسرت خیریه سراج در کرمانشاه و عدم دادن مجوز کنسرت به گروه کیهان کلهر ادامه پیدا کرده است.

از آن‌سو حوزه هنری هم که پیش از این بعد از گذشت دوسال، بار دیگر تصمیم به برگزاری کنسرت گرفته بود و اعلام کرده بود که گروه‌های موسیقی سنتی می‌توانند در تالار اندیشه کنسرت برگزار کنند، قوانین دست و پاگیر جدیدی را برای گروه‌های موسیقی وضع کرده از جمله اینکه باید حتما سالن پر شود و همه آثار اجرایی توسط گروه هم تازه باشند. قوانینی که واقعا در دنیا نظیر ندارد!

بارها و بارها در کنسرت‌های مختلف شاهد حضور شهرستانی‌های معترضی بودیم که از عدم حضور گروه‌های موسیقی در شهرهایشان گلایه داشتند. ادارات ارشاد شهرستان‌ها که مسببین اصلی این ماجرا هستند هم همیشه تقصیر را به گردن اهالی موسیقی انداخته‌اند که آنها تمایلی به حضور در شهرستان‌ها ندارند. کیهان کلهر که تا چند روز دیگر به همراه حمیدرضا نوربخش روی سن تالار وحدت حاضر می‌شود تصمیم به برگزاری تور دور ایران داشته و دارد. استاد شجریان هم اعلام کرده است که مهرماه تصمیم دارد تا در شهرستان‌ها کنسرت دهد، شهرام ناظری برنامه‌ای برای اجرای شاهنامه‌خوانی در شهرستان‌ها تدارک دیده و خیلی‌های دیگر که معلوم نیست به چه امیدی باید این برنامه‌ها را طراحی و اجرا کنند؟ وقتی که مسئولین دستگاه‌های مختلف هرکدام به طریقی به خود اجازه دخالت در امور موسیقی و برگزاری کنسرت و لغو آن را می‌دهند، چطور می‌شود انتظار برگزاری کنسرت در شهرستان‌ها را داشت؟

در این میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی رسمی و اصلی کنسرت‌های موسیقی به هیچ عنوان برخورد لازم را با بی‌قانونی‌هایی که در شهرستان‌ها در زمینه برگزاری کنسرت‌های موسیقی می‌شود را ندارد که این مساله نمی‌تواند نشان از چیزی جز خواست خود این ارگان داشته باشد. این در حالی است که دولت دهم برنامه‌ای دارد برای اینکه تهرانی‌ها را بفرستند شهرهای دیگر تا تسهیلات داشته باشند. هزار و یک دلیل هم می‌آورد که از تهران باید کوچ کرد. خیلی خوب است اگر تهرانی‌ها بدانند که اگر کوچ کنند، حداقل در زمینه موسیقی نمی‌توانند دلشان را به هیچ موسیقی جز سی‌دی‌هایی که در خانه‌شان دارند خوش کنند.


 
comment نظرات ()