فلوت سحرآمیز

گفتگو با ارسلان کامکار، آهنگساز موسیقی فیلم مادر
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۳٠
 

 این گفتگو را تازه انجام داده ام که در شماره آبان ماه مجله سینمایی ٢۴ هم منتشر شده است.

حاتمی به من اعتماد کرد

شاید عجیب‌ترین نکته‌ای که درباره ارسلان کامکار، خالق یکی از ماندگارترین موسیقی فیلم‌های بعد از انقلاب بشود گفت این باشد که او هیچ علاقه‌ای به ساخت موسیقی فیلم ندارد. دلایلش هم خیلی زیاد نیست اما مهم‌ترینش بسته بودن دستش در آهنگسازی و تن دادن صرف به خواسته‌های فیلمساز است. خیلی اتفاقی با مرحوم علی حاتمی همکار شده و  از آنجا که همه چیز سر ساخت موسیقی فیلم مادر خوب پیش رفته خاطره چندانی هم از مادر و موسیقی‌اش ندارد. حالا وقتی بعد از گذشت بیست سال از ساخته شدن این فیلم، سراغ آدم کم حرفی همچون ارسلان کامکار می‌رویم، باید خودمان را بکشیم تا دو کلمه درباره موسیقی این فیلم و حال و هوایش حرف بزند.

شما پیش از اینها در مقام آهنگساز موسیقی فیلم بیشتر کار می‌کردید و اتفاقا همکاری‌هایتان هم اکثرا با فیلمسازان اسم و رسم دارد بود. چرا سال‌هاست که موسیقی فیلم کار نمی‌کنید؟

آزادی معمولا نیست. معمولا کارگردان‌ها می‌گویند که ما موسیقی اینطوری می‌خواهیم، می‌خواهیم شبیه موسیقی فلان فیلم باشد، اینجایش اینطوری باشد، آنجایش آنطوری. شاید هم حقشان است که از آهنگساز چنین چیزهایی بخواهند اما من دوست ندارم در چنین فضایی کار کنم. دوست دارم اگر هم قرار است موسیقی فیلم کار کنم مثل کار کردنم با آقای حاتمی باشد، حتی یک کلمه نگفت که من چه می‌خواهم و چه نمی‌خواهم.تنها چیزی که گفت این بود که موسیقی ایرانی باشد اما اینکه چه موسیقی به این می‌خورد و چه نمی‌خورد اصلا. به من گفت هرچه خودت فکر می‌کنی نظر من هم همان است. همان هم شد. تا پایان کار هم همین بود. من واقعا احساس راحتی می‌کردم و اگر جز این بود من راحت نبودم. در آنصورت تمام مدت باید فکر کنی که کارگردان خوشش می‌آید، خوشش نمی‌آید و خلاصه در موسیقی هیچ کاری نمی‌توانی بکنی. در نتیجه دست و پایت بسته است و تو باید طبق الگوهایی که در ذهن آن کارگردان هست کارکنی. فلان صحنه...فلان فیلم و...من هم به همین دلیل دوست ندارم که موسیقی فیلم کار کنم.

یعنی اقای حاتمی حتی در انتخاب ساز خاصی هم مثلا نظر ندادند؟

نه ابدا. و من فکر می‌کنم که این یعنی ویژگی خیلی خوب ایشان بود که بقیه کارگردان‌ها هم باید از ایشان یاد بگیرند.

دلیل اینکه شما برای ساخت موسیقی فیلم مادر انتخاب شدید چه بود؟ خودتان می‌دانید؟

نه نمی دانم. تا ریخش هم برمی‌گردد به خیلی سال پیش. نمی‌دانم اصلا چه همکاری داشتیم با هم. اما قبل از آن، زمانی که مرحوم حاتمی داشت اتودهای جهان پهلوان تختی را می‌زد، با بیژن ارتباط داشت. من فکر می‌کنم بیژن پیشنهاد داده بود که من موسیقی مادر را کار کنم. معمولا آقای حاتمی کسانی را برای آهنگسازی کارهایش انتخاب می‌کرد که سنتی کار باشند مثل محمدرضا لطفی برای حاجی واشنگتن یا حسین علیزاده برای دلشدگان.

بعد از آن هم هیچوقت با هم همکاری نکردید؟

نه هیچوقت پیش نیامد دیگر. اما به هر حال آقای حاتمی چنین موسیقی را دوشت داشتند و من هم چون درباره کارهای ایشان شناخت داشتم، فهمیدم که چه نوع موسیقی را می‌خواهند. به هر حال وقتی صحنه‌های فیلم را می‌بینی خودت می‌فهمی که ارکستر سمفونیک به درد این کار نمی‌خورد و موسیقی ایرانی می‌خواهد. واضح بود که سازها باید سنتی باشند اما مساله این بود که در انتخاب نوع موزیک هم آقای حاتمی دست من را باز گذاشتند و این اعتمادی که به من کردند باعث شد تا با خیال راحت موسیقی مادر را بنویسم.

موسیقی‌ بخش‌های مختلف را برای ایشان می‌گذاشتید و نظر می‌دادند یا در پایان همه را شنیدند؟

نه وقتی کار کاملا تمام شد، آن را شنید و گفت عالی است. آن موقع‌ها دستیارش آقای بخشی بودف هر از گاهی او سر ضبط موسیقی می‌آمد، آقای کشاورز می‌آمد.

در کدام استودیو ضبط شد؟

در صبا ضبط شد اما صدابرداری‌اش جای دیگری بود.

یادتان می‌آید که با چه گروهی موسیقی را ضبط کردید؟

اتفاقا می‌خواهم بگویم که تا یکی دو ماه دیگر موسیقی مادر منتشر می‌شود. به این دلیل که طی این سال‌ها بارها و بارها از من خواسته شده که این کار را منتشر کنم. کم کم بعد از اینهمه سال به این فکر افتادیم که این اثر را منتشر کنیم و این آلبوم با موسیقی تئاتر "سبز در سبز" آقای بهروز غریب‌پور به بازار می‌آید. اتفاقا مادر و سبز در سبز دقیقا در یک زمان بود و من موسیقی‌هاشان را همزمان در استودیو بل و صبا ضبط می‌کردم. به همین دلیل است که جفتشان در یک حال و هوا هستند. یادم می‌آید شهریار فریوسفی برای مادر تار می‌زد، جمشید عندلیبی نی، اردوان سنتور، اردشیر کمانچه، خودم عود می‌زدم، بیژن هم دف و آواز.

موسیقی تیتراژش هم خیلی گل کرد. چه همان موقع چه الان که بخش عمده‌ای از ماندگاری موسیقی مادر به موسیقی پایانی‌اش گره خورده.

شاید اینطور باشد. اما نمی‌دانم چرا. اینکه اصلا این موسیقی موسیقی ماندگاری شده شاید به خود فیلم مادر یا آقای حاتمی برمی‌گردد.

شما بر اساس عکس‌هایی که از فیلم دیدید موسیقی آن را ساختید؟

نه. من نسخه خام فیلم را دیدم که خیلی بد بود. نسخه‌ای که اصلا صدا نداشت. صامت صامت بود. آقای بخشی کنارم می‌نشست و می‌گفت، این شخصیت الان دارد این را می‌گوید، آن یکی این را می‌گوید.

فیلمنامه را که خوانده بودید؟

بله، فیلمنامه را داشتم اما خب به هر حال باید فیلم را می‌دیدی تا حس بگیری. دلم می‌خواست مثلا صدای آب حوض آن خانه را می‌شنیدم. اما به هرحال نشد.

شما در موسیقی مادر برای شخصیت‌ها سازهای خاص در نظر گرفتید. چرا؟

برای همه شخصیت‌ها نبود. فقط برای مادر و برای پسر عربش با ساز عود این کار را کردم. بقیه موسیقی حس کلی صحنه بود. جدای از این تم‌ها و ملودی‌هایی را هم برای شخصیت مادر در نظرگرفته بودم. مثلا برای لحظه‌ای که مادر داخل می‌آید یا صحنه‌ای که می‌میرد ملودی‌سازی کردم.  یا خود موسیقی تیتراژ پایانی که موسیقی کردی است و لالایی فولکلور مادرانه است. اما برای بقیه شخصیت‌ها این کار را نکردم.

هیچوقت پیش آمد که بعد از ساخته شدن موسیقی درباره آن با مرحوم حاتمی صحبت کنید؟

نه. ایشان همیشه خیلی درگیر بودند، هنوز فیلمی را تمام نکرده سرکار بعدی می‌رفتند. خیلی هم فکرشان سر جهان پهلوان مشغول بود.

زمانی که به شما پیشنهاد ساخت موسیقی مادر را دادند بلافاصله پذیرفتید؟

بله. چون دوستشان داشتم. آدم باشخصیتی بودند. فقط پرسیدم که چه نوع موسیقی می‌خواهند.

فیلم مادر جدای از حال و هوای ایرانی‌اش، فضای خاصی دارد که شاید بشود از کلماتی مثل نوستالژیک یا عمیق برای توصیف آن استفاده کرد. شما برای القای این حس توسط موسیقی چه کردید؟ آیا مثلا دستگاه‌های خاصی را برایش در نظر گرفتید؟

بله، حس می‌کردم مثلا برای صحنه ورود مادر بیات ترک می‌دهد. برای من حس صمیمی و مادرانه و عمیق یا همان نوستالژیک که می‌گوئید را داشت. آن موقع اینطور فکر کردم شاید الان طور دیگری فکر کنم. یا برای صحنه آبپاشی از ریز سنتور استفاده کردم. یه حس‌های صحنه‌ای سراغم می‌آمد که برایشان خیلی دنبال دلیل نمی‌گشتم. مثلا برای صبحگاهی سراغ نی و چهارگاه رفتم تا آن حس صبح و حماسه را داشته باشد. در صحنه‌های عزا هم که سراغ موسیقی عزا رفتم. در مجموع در موسیقی مادر ماهور، اصفهان، چهارگاه، دشتی، بیات ترک و...بوده‌اند.

از تم‌ها یا ملودی‌های قدیمی هم استفاده کردید؟

غیر از تیتراژ آخر نه. فقط در صحنه‌ای که پسر عرب وارد صحنه می‌شود هم یک تم قدیمی موسیقی عربی استفاده کرده‌ام.

وقتی یاد موسیقی مادر و آن روزها می‌افتید، چیز خاصی هم یادتان می‌آید؟

یادم می‌آید می‌رفتیم آنجا، آقای بخشی و کشاورز می‌آمدند، یکی دو بار هم خود آقای حاتمی سر صداگذاری بودند. برایم بامزه بود چون تا به حال ندیده بودم. یادم می‌آید یکبار داشتند موسیقی صحنه‌ای را می‌گذاشتند، بعد در آن صحنه‌ آقای جمشید آریا داشت سر پپسی را باز می‌کرد که یکهو آقای بخشی دید که صدای باز کردن در نوشابه نمی‌آید. همانجا دستش را در دهانش گذاشت و صدا درآورد که شد مثلا صدای بازکردن نوشابه. برایم جالب بود که چقدر باید در سینما دقیق بود. 

شما بعد از همکاری با آقای قبادی در آوازهای سرزمین مادری‌ام دیگر موسیقی فیلم کار نکردید؟

نه. از آن کار هم راضی نبودم. در بین کارهای قبادی هم کار موفقی نبود. من هم خیلی از او گله دارم چون اصلا از موسیقی من در جاهایی که باید استفاده می‌کرد، استفاده نکرده بود. هر کاری که خودش دوست داشته بود انجام داده بود. برعکس آقای حاتمی که اعتماد کرده بودند ایشان با اینکه همشهری‌مان هم هست و دوستش هم دارم اما این کار را نکردند. ادم یا نباید به کسی رجوع کند یا وقتی به کسی چیزی می‌گویی باید تا پایانش باشی. به همین دلیل است که موسیقی فیلم کار نمی‌کنم. اینکه هرکسی بیاید بگوید این را می‌خواهم و آن را نه ...من نمی‌توانم. برای مهدی مدنی مستندساز هم موسیقی فیلم همسفر را  نوشتم که اولین کار داستانی این کارگردان بود. اما اصلا نمی‌دانم که اکرانش چه شد، از تلویزیون پخش شد یا هرچیز دیگر.

به هر حال آقای کامکار همین است که خیلی به موسیقی فیلم علاقه ندارید وگرنه می‌شد خیلی صحبت‌ها کرد.

ببینید اشتباه نکنید، من دوست ندارم خودم موسیقی فیلم کار کنم. نه اینکه موسیقی فیلم گوش نکنم. من عاشق آثار انیو موریکونه هستم. بسیار هم گوش می‌دهم. موسیقی فیلم خوب خوب است و به فیلم کمک می‌کند اما برای خودم نه. من را محدود می‌کند. به هر حال موسیقی فیلم هم شاخه‌ای است از موسیقی.

 

 


 
comment نظرات ()
 
به بهانه تولد استاد و چند خبر دیگر
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۸
 

شجریان بی‌همتاست، چرا؟ به هزار و یک دلیل. یک دلیلش اینکه ربنایی خوانده که وقتی شنیده نمی‌شود شهر به هم می‌ریزد و همه سراغ آن را می‌گیرند، دلیل دیگرش اینکه همیشه به طرفدارانش فکر می‌کند و یا زود به زود کنسرت می‌دهد یا اگر کنسرت نداشته باشد آلبوم منتشر می‌کند اما از همه اینها مهم‌تر اینکه شجریان فرزند زمانه خویشتن است و همیشه در صحنه حاضر.

این روزهای خبرهای متفاوتی از استاد و اوضاع و احوالات پیرامونش شنیده می‌شود. مثلا اینکه به تازگی مدیر اجرایی کارگاه تخصص آواز شجریان اعلام کرده است که استاد در نمابری از علاقه‌مندان خواست نسبت به حذف فیلم منتشر شده از این‌ کارگاه از سایت‌ها و وبلاگ‌های شخصی‌شان اقدام کنند. ماجرا از این قرار است که به تازگی فیلمی کوتاه و البته بدون مجوز، از مرحله‌ نخست گزینش هنرجویان متقاضی حضور در کارگاه‌ تخصصی آواز استاد شجریان در سایت‌ها، وبلا‌گ‌ها و تلفن‌های همراه دست‌به‌دست می‌شود. ظاهرا قرار بوده با توجه به نظر استاد شجریان مبنی بر عدم پخش تصاویر کارگاه، قرار شد مسوول تصویربرداری کارگاه در پایان هر جلسه کلیه‌ی راش‌های گرفته شده را در اختیار مدیریت اجرایی کارگاه قرار دهد، متاسفانه پیش از آغاز جلسه‌ی دوم کارگاه، مدیر تصویربرداری، آقای حسن نقاشی به رغم تمامی تذکرات و یادآوری‌ها، اقدام به پخش فیلمی کوتاه از کارگاه در وبلاگ شخصی خود کرد و در ذیل این فیلم در نوشته‌ای به مخاطب خود این‌گونه القا نموده که ایشان در حال ساخت مستندی از زندگی و آثار استاد شجریان با عنوان راز مانا است. حالا در نمابری که از سوی استاد منتشرش شده آمده که ادعای ساخت این مستند صحت ندارد و متاسفانه این کارگردان در چینش تصاویر نیز به گونه‌ای عمل کرد که موجب رنجش تعدادی از هنرجویان کارگاه آواز شد. فیلم مذکور پس از برخورد با تصویر‌بردار از روی سایت برداشته و ایشان از ادامه‌ی همکاری با پروژه کنار گذاشته شد.

این درحالی بود که کلیه‌ی این اتفاقات به خاطر بر هم نخوردن آرامش استاد از ایشان مخفی نگاه داشته شده بود، ولی متاسفانه پس از سه سال این فیلم در ابعاد گسترده در وبلاگ‌ها و سایت‌های مدعی هواداری استاد پخش شد.

اتفاق دیگر اینکه الان مهرماه است و همه منتظر تاریخ دقیق برگزاری کنسرت استاد که همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. آیا اصلا این کنسرت که از ابتدا وعده برگزاری‌اش در تهران و شیراز داده شده بود برگزار می‌شود یا به آن مجوز داده نمی‌شود؟ این در حالی است که در خرها اعلام شد که محمدرضا شجریان بعد از دو سال، مهرماه سال‌جاری به مدت هفت شب در تهران و شش شب در شیراز به صحنه می‌رود اما همچنان بسیاری از علاقه‌مندان و اهالی موسیقی نسبت به قطعی شدن برگزاری این کنسرت تردید دارند. جالب اینجاست که قرار است این کنسرت در برج میلاد  برگزار شود اما همچنان زمان دقیق اجرای ان معلوم نیست و وعده داده شده که بعد از دریافت مجوز کنسرت، اعلام شود. همچنین گروه شهناز بعداز 20 مهرماه در شهر شیراز به اجرای برنامه خواهد پرداخت. با این حال متاسفانه خیلی‌ها با توجه به موضع گیری‌های اخیر استاد شجریان معتقدند که بعید به نظر می‌رسد که برگزاری این کنسرت محقق شود. به خصوص اینکه استاد شجریان سال گذشته هم قرار بود که درایران کنسرت بدهد ولی پس از وقایع سال گذشته، از برگزاری آن منصرف شد.

با این حال قطعات این کنسرت بی‌تاریخ معلوم شد و قرار است تا استاد شجریان در کنسرت‌ آتی خود، قطعات آلبوم رندان مست در دستگاه همایون را اجرا کند. همچنین وی در بخش دوم اجرای خود، تصنیف بی‌همزبان از ساخته‌های خود که روی شعری از جواد آذر در دستگاه ماهور ساخته شده؛ به همراه آواز و تصنیف‌هایی از ساخته‌های مجید درخشانی با اشعاری از سعدی، حافظ و مولوی اجرا می‌کند. بسیاری از نوازندگان گروه شهناز که نام خود را از جلیل شهناز، نوازنده برجسته تار گرفته است، سال‌ها در گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی می‌نواختند.


 
comment نظرات ()