فلوت سحرآمیز

ماهی که بالاخره از آب گرفته شد
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥
 

نگاهی به اجرای اپرای مانی و مانا


سلام....این مطلب را می توانید اینجا در خبرآنلاین هم بخوانید....


ناصر نظر طی ده سال گذشته پای قولش ایستاده و هرسال هفده مهرماه همزمان با روز جهانی کودک برنامه ای ویژه را همراه با هنرجویانش تدارک دیده است. برنامه هایی که انصافا هرسال بهتر از سال قبل بوده اند. در واقع نظر، کاری کرده که با آن ثابت قدم بودنش را نه تنها به عنوان مدیر مهم ترین انستیتوی آموزش موسیقی کودک در ایران ثابت کرده بلکه در زمینه فعالیت گروهی نیز نشان داده که فردی است توانا که از عهدهء اجرای برنامه هایی با گروه های بزرگ صد و دویست نفره را دارد. آن هم گروه هایی که متشکل از بچه های قد و نیم قد اند و برای هماهنگی آنها واقعا انرژی و توامان آن تبحر ویژه ای لازم است. کاری که ناصر نظر در زمینهء اشاعهء موسیقی کودک در ایران انجام داده است، هم بسیار ارزشمند و بزرگ است و هم بسیار با برنامه پیش رفته است. آنهایی که در کنسرت های گروه موسیقی کودکان پارس طی سالیان مختلف حضور یافته اند حتما متوجه شده اند که هنرجویان نظر طی سال های مختلف در ارکسترهای مختلف فعالیتشان را ادامه می دهند. کودکان کم سالی که به سختی قدشان از روی سن وسیع تالار وحدت دیده می شود طی سالهای آینده به عنوان نوازندگان ارکسترهای کوچک تر حضور پیدا می کنند. این پیوستگی را باید یکی دیگر از ویژگی های مهم و یونیک این گروه دانست.

اما نیمهء مهرماه امسال نه تنها برای گروه پارس که برای موسیقی ایران سالی متفاوت بود. بالاخره پس از گذشت سی و چندی سال از ساخته شدن اپرای مانی و مانا و گله های بسیار فراوان استاد حسین دهلوی سازندهء این اثر - که نام "فاخر" کاملا برازنده چنین آثاری است که اتفاقا دور از سفارش های مرسوم و کلیشه ای دولتی ساخته می شوند- به صحنه رفت. اتفاقی بسیار مهم هم برای موسیقی کودک و هم موسیقی ایران چرا که در وهلهء اول  این اثر با شکل و شمایلی درخور توجه، توسط بخش خصوصی اجرا شد و دیگر اینکه این اپرا از جمله معدود اپراهایی بود که به صورت زنده و توسط خوانندگان جوان و به خصوص کودکان هنرمند به صحنه رفت.

ضمن اینکه علیرغم محدودیت های آوازی صدای خانم ها در اجرای اپرا که بارها و بارها دربارهء اجرای اپرای مانی و مانی پیش از اجرای آن مطرح شده بود، اجرای آن عالی بود. صدای دختران کودک آموزش دیده آنقدر خوب ، حرفه ای و ژوشت بود که هیچ احساس کمبودی وجود نداشت.

ارتباط کودکان حاضر در تالار وحدت با داستان این اپرا هم بسیار قابل توجه و راستش را بخواهید فراتر از انتظار بود. باورش سخت است اما زبان اپرا اصلا برای کودکان سخت نبود و همراهی بسیار خوبی با اشعار، ریتم و قصهء آن اتفاق افتاد. بروشور بسیار مناسب این اجرا که به شکل درختی سبز و قرمز همراه با توضیحاتی به زبان کودک منتشر شده بود نیز از جملهء دیگر نکات مثبت این کنسرت بود. نکات مختلفی که هرکدام باعث شدند تا مخاطبان این کنسرت راضی از سالن بیرون بروند.

شنیدم که استاد حسین دهلوی هم از اجرای اپرا بسیار راضی بوده اند هرچند ایشان متاسفانه این روزها با بیماری بی رحم و مروت الزایمر دست و پنجه نرم می کنند تا آنجا که حتی متاسفانه در برخی از لحظات اجرای اپرای مانی و مانا گمان برده بودند که این اثر از آن ایشان نیست و کار آهنگسازی دیگر است.  با اینکه قطعا آرزوی این استاد برجستهء موسیقی ایران هم این بوده که این اثر به جای اینکه بعد از چهار دهه از خلق آن اجرا شود، زودتر و در زمان سلامتی و هوشیاری کامل ایشان اجرا می‌شد تا آهنگساز هم با دلی پرامید برای آفرینش آثار بعدی اش به تماشای آن بنشیند. با این حال، هزارمرتبه جای شکرش باقی است که این اثر سرانجام و در زمان حیات این استاد ارزشمند موسیقی روی صحنه رفت و دل خالقش را شاد کرد.

اگر موسیقی ایران دو مدیر با برنامه مثل ناصر نظر داشت که هرسال برای سال بعد برنامه ای مشخص و در عین حال بدیع تدارک می دید، بعید می دانم که چنین مشکلاتی در موسیقی مان وجود داشت و مسائلی چون لغو شدن اصلی ترین جشن موسیقی ایران اتفاق می افتاد.  

 


 
comment نظرات ()