فلوت سحرآمیز

 
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٥
 

گزارشی کوتاه از کنسرت گروه دارکوب

 از آفریقا تا بوشهر

 چندین و چند سال است که در کنسرت های بزرگی که در دنیا برگزار می شود، از هنرهای تصویری و پخش کلیپ های همزمان با اجرای برنامه نیز استفاده می شود.  تصاویری که از آنها به ویدئو آرت تعبیر می شوند و با تدوینی مناسب با ریتم قطعات موسیقی می توانند به جذابیت بصری کنسرت بیفزایند. در ایران گروه های کمی از این تکنیک استفاده کرده و می کنند که می توان از کنسرت گروه موسیقی "علیرضا عصار" در سالن میلاد(1380) به عنوان یکی از نخستین نمونه های چنین اجراهایی یاد کرد.

هفته گذشته گروه موسیقی کوبه ای دارکوب در حالی برنامه شان را به مدت سه شب در اریکه ایرانیان به صحنه بردند که قطعاتشان با استفاده از همین تصاویر ویدئویی آغاز شد. ریتم هماهنگ تصاویر ویدئویی طبیعت که در پس زمینه صحنه اجرا پخش می شد همراه با اجرای قطعات کوبه ای تلفیق بسیار خوبی را ایجاد کرده بود.

گروه موسیقی کوبه ای دارکوب به سرپرستی "همایون نصیری"(نوازنده سازهای کوبه ای) فعالیت و صحه اصلی شان را روی سازهای کوبه ای همچون پرکاشن، طبلا، کوزه، درام و... گذاشته اند. نصیری که سالهاست در اجرا و آهنگسازی این قطعات فعالیت می کند حالا با سرعت عمل و دقتش در نوازندگی سازهای کوبه ای چشم هر تماشاگری را به خود خیره می کند.

جالب اینجاست که در طول سالهای اخیر به جز کنسرت های استادان موسیقی سنتی ایران همچون استاد شجریان، لطفی، مشکاتیان و... تنها کنسرت های پاپ توانایی پر کردن سالن ها را داشتند اما با حضور گروه های جوان و پر انرژی همچون دارکوب، به نظر می رسد که قاعده بازی فرق کرده و در طول سه شب اجرا و هر شب دو سانس برنامه، سالن کنسرت مملو از جمعیت است. آن هم در روزگاری که پیوسته شنوندگان موسیقی در ایران به خواننده سالاری محکوم بوده اند. گروه دارکوب تاکیدش را روی اجرای قطعات سازی گذاشته است و خواننده ای در بخش اول اجرای برنامه ندارد، با این حال جذابیت قطعات مخاطب را تا پایان بخش اول روی  صندلی نگه می دارد. یکی از این ویژگی محددود نکردن تم قطعات است. دارکوبی ها از قطعاتی همچون "آفرو" با ته مایه های موسیقی آفریقایی گرفته تا قطعاتی با درونمایه های موسیقی جاز و حتی قطعاتی چون "شلیگا" با تم بوشهری را به صحنه می برند و برای جذب تماشاگرشان  از همه جذابیت هایی که می توان با نواختن یک ساز کوبه ای بهره گرفت، استفاده می کنند. در این میان حضور سازهای کم طرفداری چون "ترومپت" هم بسیار جالب است. "امید حاجیلو" نوازنده این ساز که پیوسته به عنوان یک ساز ارتشی از آن یاد می شود، به عنوان سولیست بیشتر قطعات را همراهی کرد.

در زمینه استفاده از سازهای عجیب و غریب هم گروه دارکوب حسابی فعال است. "دی جی ری دو" ساز قدیمی اسپانیایی یکی از سازهای بادی مهجور دنیاست که حالا به واسطه اجرای آن توسط "پیام رونق" صدایش به گوش ایرانی ها رسیده است.

اما از همان ابتدا که خبر برگزاری کنسرت گروه موسیقی دارکوب پخش شد، نام "حامد بهداد" بازیگر جوان و سرشناس این روزها هم آن را همراهی می کرد. در بخش دوم این کنسرت، "بهداد" برای اجرای یک قطعه به صحنه آمد. او قطعه محلی خراسانی بسیار مشکلی را به خوبی اجرا کرد تا به قول نصیری ثابت کند که "خدا گاهی چند نعمت را یکجا به بعضی آدمها می دهد". بهداد که تصور می رفت قطعه ای ملودیک و در مایه های " نوایی نوایی" معروف خراسان را اجرا کند، قطعه ای بسیار سخت و آوازی را از قطعات محلی قدیم خراسان انتخاب کرده بود و اجرا کرد. اجرای تکنیکی این قطعه از حد انتظار تماشاگران برنامه بسیار فراتر بود.

اجرای قطعات اسپانیایی توسط "حسن نجف" بخش دیگری از کنسرت گروه موسیقی دارکوب بود که باعث شد علاوه بر حضور سازهای کوبه ای، چند گیتار هم به ارکستر افزوده شود.

کنسرت گروه دارکوب را شاید بتوان یکی از متفاوت ترین کنسرت های سالهای اخیر برشمرد، اگرچه این تفاوت می تواند از دو منظر بررسی شود. اول اینکه کار جدیدی خلق می شود که بسیار ارزشمند است و جای امیدواری دارد که در این آشفته بازار تقلید و سلطه موسیقی پاپ، گروهی با سازهای کوبه ای وارد عمل می شود و دوم توقع تماشاگر برنامه است. در کنسرت گروه دارکوب بسیاری از تماشاگران تاب تمام شدن قطعات سازی را نداشتند و با کف زدن های بی موقع خواستار اتمام این قطعات بودند، یا حتی توقعشان از خوانندگی حامد بهداد، خوانندگی یک خواننده پاپ بود. شاید بسیاری از این تماشاگران برای تماشای یک کنسرت پاپ به سالن آمده بودند. به هر حال و با تمام این حرف ها گروه موسیقی دارکوب با اجرای 6 سانس برنامه ثابت کرد که به این متفاوت بودن اعتقاد دارد و حالا حالاها تصمیم ندارد صحنه موسیقی را ترک کند.

 

 

یادداشت

تقصیر منشی باشگاه بود!

احتمالا موسیقیدانان و پژوهشگران موسیقی ایران هم تصمیم دارند مثل تیم باشگاه استقلال تهران عمل کنند که  آنقدر در فرستادن اسامی بازیکنانش به کنفدراسیون فوتبال آسیا معطل کرد تا کلا از لیست بازی ها حذف شد. حالا ماجرای پرونده ثبت ردیف موسیقی ایران به یونسکو هم شده داستان نفرستادن اسامی بازیکنان استقلال. 

اگرچه چند سالی است که از مطرح شدن داستان ثبت پرونده ردیف موسیقی ایران در یونسکو می گذرد و امید آن می رفت که به عنوان اولین پرونده ای که از میراث تاریخی-فرهنگی ایران در این سازمان به نتیجه برسد، متاسفانه هنوز که هنوز است، هیچ خبری از به سرانجام رسیدن این پرونده نرسیده است. جالب اینجاست که مشکل آنقدرها هم به یونسکو برنمی گردد. حتما یادتان می آید که ماجرای باشگاه استقلال چطور پیش رفت؟ ژنرال تقصیر را گردن مقداد نجف زاده رئیس باشگاه می انداخت و او هم برعکس. جالب اینجاست که در نهایت منشی باشگاه تقصیرکار اصلی شناخته شد! حالا ظاهرا موسیقی ردیف دستگاهی ایران از سال 83 تا الان معطل منشی است تا بالاخره این پرونده تکمیل شده و راهی یونشکو شود. طبق آخرین بررسی ها، این پرونده هنوز آنقدرها کامل نشده است که حتی به ثبت ملی برسد چه برسد به ثبت جهانی.

در جریان چنین پرونده هایی بی شک نقش پژوهشگران موسیقی، بیش از دیگر صنوف، بارز است چرا که ایشان می توانند با نگاهی عمیق تر، دقیق تر و کارشناسی تر در جمع آوری و تکمیل اطلاعات این پرونده کوشش کنند. متاسفانه پژوهشگران ایرانی، کمتر حاضرند دور هم جمع شوند و در یک کار گروهی به یک تصمیم جمعی برسند. در این میان خانه موسیقی به عنوان یک نهاد صنفی، تنها جایی است که تصمیم گرفت با تاسیس کانونی به نام "کانون پژوهشگران موسیقی" آنها را دور هم جمع کند. اتفاقا هفته گشذته هم انتخابات هیات مدیره این کانون هم برگزار شد اما به جای اسامی آشنایی همچون "محمدرضا درویشی، حمیدرضا  صدری، جهانگیر نصر اشرفی، هوشنگ جاوید و... اسامی تنی چند از روزنامه نگاران حوزه موسیقی و برخی مترجمین به چشم می خورد. با این وجود بدون گرفتن هیچ موضع خاصی، می توانیم امیدوار باشیم که این کانون در کنار انجام دیگر فعالیت های پژوهشی اش، کمی هم به این ماجرا رسیدگی کند تا حداقل در آستانه پنج سالگی، پرونده ثبت موسیقی ردیف ایران به سرانجام برسد، مخصوصا اینکه خانه موسیقی عنوان متولی اصلی این پرونده را دارد. این نهاد صنفی هربار بهانه ای را برای به تعویق انداختن کار این پرونده تراشیده است که از مهم ترین آنها می توان به مشکلات مالی اشاره کرد. البته برای ما که نباید عنوان کردن این مشکل تازگی داشته باشد چرا که هرجا که کم می آوریم، اولین چیزی که به ذهنمان می رسد همین است. به هر حال خانه موسیقی در کنار این مشکل، به مسائلی چون ساخته نشدن مستندهای بلند و کوتاه ردیف های موسیقی، تکمیل نبودن اطلاعات و تغییر قوانین یونسکو اشاره کرده است. درست است که سال گذشته  به علت تغییر ضوابط ثبت پرونده های میراث معنوی یونسکو و اعلام نشدن ضوابط جدید از جانب این سازمان این پرونده به امسال  موکول شد، اما به گفته رئیس اداره ثبت سازمان میراث فرهنگی تمام این قوانین به ادارات ارسال شده است .

به نظر می رسد که خانه موسیقی حتی زحمت دنبال کردن این اطلاعات جدید را هم به خود نداده است تا ردیف موسیقی ایران نیز همچون نوروز و تعزیه زودتر به ثبت جهانی برسد. جدی دنیال نکردن این ماجرا و طول دادن ثبت این پرونده که خیلی ها تصور می کردند کار آن خیلی سریع تر از این حرف ها انجام شود، نتیجه خوبی را برای خانه موسیقی به همراه نداشته باشد. البته این مساله با فرض این است که کسانی هستند که هنوز یادشان مانده که پرونده ای بوده و ماجرای ثبتی و یونسکویی و... شاید هم همین روزها مجبور شویم که با منشی خانه موسیقی تماس بگیریم تا یادش باشد پرونده ردیف موسیقی ایران را در لیست کارهای روزانه اش قرار دهد!

 


 
comment نظرات ()