فلوت سحرآمیز

میزگردی با ارکستر زهی پارسیان
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢
 

١

من واقعا شرمنده ام که اینقدر دیر به دیر این وبلاگ رو آپدیت می کنم اما باور کنین که به شدت درگیر بودم...اتفاقا درگیر نوشتن موسیقی. این روزها مسئولیت صفحات موسیقی روزنامه "فرهنگ" که همان روزنامه "فرهنگ آشتی" قدیمه -این روزها با سردبیری رضا رشیدپور درمیاد-  با منه البته کنار چندجای دیگه از جمله مجله صمیمی "مشق آفتاب  " نسیم" و ...،"

میزگردی  با اعضای ارکستر زهی پارسیان

 

ارکستر زهی پارسیان ز هشت سال پیش فعالیتش را آغاز کرده است . ارکستری که هسته اولیه آن در فرهنگسرای نیاوران تشکیل شد و سپس به صورت گروهی مستقل به اجرای قطعات ارکسترال پرداخت و تا کنون این اجراها همچنان ادامه دار بوده اند. هنکاری با هنرمندان برجسته ای چون حسین علیزاده، لوریس چکناواریان، خاچیک بابائیان و... کارنامه هنری ارکستر پارسیان را در مقایسه با دیگر گروه های زهی ایران درخشان تر کرده است. ان ارکستر در هفته های گذشته برنامه را به اجرای "چهارفصل" ویوالدی اختصاص داد که "مروژان سیمونیان" رهبر میهمان اهل ارمنستان و خاچیک بابائیان" نوازنده برجسته ویلن میهمانان اقتخاری این گروه بودند. به همین بهانه سراغ  اعضای گروه پارسیان رفته ایم:

 

ویوالدی آهنگساز بسیار معروفی است و قطعات او نظیر همین "چهارفضل" اتفاقا در ایران بسیار شناخته شده هستند هستند. چطور است که شما برای اولین بار آنها را در ایران اجرا می کنید؟

آیدین احمدی نژاد: البته پیش از این آثار ویوالدی بازهم در ایران اجرا شده بود اما با ارکسترهایی که تماما ایرانی نبودند. مثلا آقای بابائیان به همراه ارکستر چکناواریان چندسال پیش در فستیوال موسیقی ملل برخی از قطعات این آهنگساز را به صحنه بردند.

مازیار ظهیرالدینی: ارکستر سمفونیک فرهنگسرای بهمن نیز به رهبری ابراهیم نظری با تکنوازی ارسلان کامکار چندسال پیش چهارفصل را اجرا کردند.

آیدین احمدی نژاد: به هر حال رپرتوار موسیقی کلاسیک است و هر ارکستری روایت خودش را از اجرای این قطعات دارد.

 

دلیل شما برای انتخاب این قطعات چه بود؟

آیدین احمدی نژاد: یکی از اهداف ما کار کردن با سولیست های مطرح ایرانی و خارجی است. الان هم آقای خاچیک بابائیان یکی از سولیست های بسیار خوب ویولن در ایران هستند که شاید بتوان ایشان را از انگشت شماران ویولون نوازی در این سطح در ایران برشمرد. ما به ایشان پیشنهاد همکاری دادیم و بابائیان هم خودش پیشنهاد داد تا روی این قطعات کار کنیم. در واقع ما انتخاب نکردیم بلکه ایشان این قطعات را انتخاب کردند و چون تکنواز هم ایشان بودند ما قبول کردیم. البته بسیار هم خوشحال هستی چرا که این رپرتوار همیش برای مخاطبین نسل های مختلف جذاب است. همیشه اجرای زنده چهارفصل جذاب است و مخاطب را خسته نمی کند.

 

در کنسرت اخیر فقط قطعات ویوالدی اجرا کردید؟

مازیار ظهیرالدینی: بخش دوم کنسرت ما به اجرای کامل قطعه چهارفصل اختصاص داشت که در آن آقای بابائیان و خواهرشان تکنوازی دارند.

نیما زاهدی: در بخش اول کنسرت قطعه ای از سیلیسیوس به نام رومانس اجرا کردیم و همچنین قطعاتی از مندلسون را درپی آن اجرا کردیم.

 

در مجموع برنامه های ارکستر پارسیان چطور تعریف می شوند؟ چون زمانی شما با آریالای علیزاده نینوا را اجرا می کنید و زمانی دیگر با آقای بابائیان چهارفصل را؟ آیا در ابتدای سال مثلا برنامه ای را برای خودتان تعریف می کنید و بعد بقیه سال را طبق آن جلو می روید یا نه؟

نیما زاهدی: ما از همان ابتدای تشکیل گروه زهی پارسیان در راستای اعتلای فرهنگ موسیقی کشور و با هدف آشنا کردن بیشتر مردم با موسیقی کلاسیک برای خودمان اهداف و ماموریت هایی را تعریف کردیم. اول اینکه ماموریت این گروه اجرا آثار ارکستر زهی از جمله آنسامبل های زهی مختلف از جمله کوارتت، کوئینتت تا قطعات ارکسترال است. اهدافی که از همان ابتدا دیده شده بود شامل اهدافی چون همکاری با آهنگسازان و تکنوازان مختلف، اجرای آثار آهنگسازان ایرانی، اجرای آثار کلاسیک که به صورت خاص توسط گروه ما ارا می شد و همچنین ترویج موسیقی کلاسیک بین جوانان. اگر هم در برنامه های ما توجه کرده باشید بروشورهای ما صرفا بروشور اعلام برنامه نیست و هزینه زیادی را برای ما در بر دارد. در همان ابتدای کار گروه هم تاکید زیادی روی داشتن استانداردهای لازم برای اجرای کنسرت را داشتیم. یعنی به جز بحث های کلیدی در  اجرای یک قطعه حتما به فرم لباس پوشیدن، بروشور یرنامه و...نیز توجه ویژه بشود. در بروشورهای ما شما حتما تاریخچه اثری که اجرای می شود، بیوگرافی کوتاه از آهنگساز آن اثر و در مجموع نکات مهم وخاصی که می توان در مورد آن قطعه اشاره کرد می آید. نکاتی که شاید بتواند ذهنیتی را به مخاطب پیش از شنیدن قطعه بدهد. در هر حال در قالب اهدافی که داریم و برای گروه تعریف شده است ما هرساله سعی داریم که با تعدادی از آهنگسازان و نوازندگان همکاری های مشترک داشته باشیم مثل کنسرتی که الان با همکاری خاچیک بابائیان بود و یا کنسرت هایی که در گذشته با همکاری حسین علیزاده، آذین موحد، یا آقای میناسکانیان بود. اهداف کلی مشخص است اما برای هر برنامه ای جداگانه تصمیم گیری می کنیم.

الان گروه چند نفراست؟

نیما زاهدی: 22 نفر هستیم.

 

در ابتدای کار چند نفر بودید؟

نیما زاهدی: در ابتدا یک کوارتت بودیم آن موقع بهار 81 بود و اعضای اولیه گروه من، آیدین، میثم مروستی و علی جعفری بودند. اما بلافاصله تبدیل شد به یک نونت، اعضایی هم که به ما اضاف شدند واقعا از بهتری نوازندگان جوان همان دوران بودند. بعد در ارشاد گروه را با نام "پارسیان" ثبت کردیم و الان نزدیک به 8 سال است که پیوسته مشغول کار هستیم. تا پیش از این در ایران سابقه نداشته است که گروهی با نامی مشخص به صورت مداوم فعالیت کنند و ما از این بابت بسیار خوشحالیم.

 

هنوز هم راه را برای پذیرفتن نوازندگان جوان باز گذاشته اید؟

نیما زاهدی: در حققیت ما مرحله تثبیت را گذراندیم. در آن زمانی که می خواستیم گروه را تشکیل دهیم همه به شکل دوطلبانه به گروه پیوستند حتی زمانی که نه نفره شدیم هم داستان به مین صورت بود. داستان هم از این قرار بود که اعضای این گروه پیش از این در ارکستر نیاوران ساز می زدند که بعد از فروپاشی آن گروه تصمیم گرفتند تا به صورت مستقل گروهی تشکیل بدهند و کارشان را به همان شکل ادامه دهند، منتها همین افرادی که گروه را تشکیل دادند تصمیم گرفتند که از ان پس تصمیمات گروه را ویولن اول های هر بخش بگیرند، یعنی من، آیدین، میثم و دیگران. در آنجا هم اهداف سال مشخص می شود و هم این جابجایی ها و حذف و اضافه شدن اعضای گروه، ضمنن اینکه در همان نشست هاست که تصمیم می گیریم مثلا در یک برنامه با چه میهمانانی از رهبر گرفته تا نوازنده همکاری کنیم. برایمان بسیار مهم است که این مساله بار فرهنگی داشته باشد چون اینطور که به نظر می رسد همین توجه به مسائل فرهنگی نوازندگی کلاسیک بوده است که باعث بقای ما شده، اگرچه این ادعا را نداریم که نوازندگان ما بهترین هستند اما می توانیم این را بگوئیم که اهدافشان یکی است، بنابراین در گزینش اعضای گروه سعی می کنیم افرادی را انتخاب کنیم که دارای این هدف مشترک باشند.

 

درآمدزایی ارکستر پارسیان فقط از طریق برگزاری کنسرت است؟

نیما زاهدی: بله، البته ما یک سری برنامه که آنها هم البته از جنس اجرای کنسرت هستند برگزار می کنیم که البته ممکن است دقیقا در راستای اهدافمان نباشند اما مجبوریم که این برنامه ها را اجرا کنیم تا بودجه ای برای اجرای برنامه های جدی مان داشته باشیم مثل اجرای برنامه هایی که به ما سفارشداده می شود شبیه آنچه در جشن امسال خانه سینما بود. این کنسرت ها البته در چارچوب کلی اهداف ما نیست اما از اجرای آنها ناگزیریم البته اینطور هم نیست که هر برنامه ای را اجرا کنیم بلکهحتما به حداقل هایی در اجرا توجه می کنیم. به هر حال پارسیان وجهه ای اجتماعی دارد و سعی دارد که آن را حفظ کند. در هر صورت باید برای بقای گروه هزینه هایی را داد، گاه با برگزاری ورک شاپ و گاه با اجرای کنسرت هایی که مخاطبین بیشتری را پوشش می دهند. در حققیت شما در آینده بیشتر شاهد آن برنامه ها را خواهید دید.

آیدین احمدی نژاد: شاید در مورد گروه های موسیقی ایرانی این طبیعی به نظر برسد اما در موسیقی کلاسیک واقعا اجرا یکی از آن چیزهایی است که بسیار مورد توجه است و اگر نوازنده ای اثری را اجرا نکند واقعا نمی تواند در مورد هنرش صحبتی بکند و زمانی یک نوازنده کلاسیک می تواند در مورد کارش صحبت کند که قطعاتی را اجرا کند. ضمن اینکه همنوازی در اجرای قطعات موسیقی کلاسیک بسیار مهم است. حالا افرادی که دغدغه این را دارند که موسیقیدان کلاسیک باشد و در شرایط فعلی این مملکت بخواهند کارشان را پیش ببرند واقعا باید خیلی کارها برای هنرشان انجام دهند. آن هم در مملکتی که موسیقی کلاسیک آنقدرها جدی گرفته نیم شود و ما همیشه به این متهممیم که با غربی ها فرق داریم و نمی توانیم مثل آنها نوازندگی کلاسیک کنیم. همیشه جربان موسیقی کلاسیک سرکوب شده است، در حالیکه کسانی که این صحبت ها را می کنند کافی است نگاهی به دور برشان بیندازند و ببینند که تعداد موسیقیدانان کره ای و ژاپنی و آذری که موسیقی کلاسیک را به صورت جدی کار می کنند چقدر زیاد است. آن هم با فرهنگی بسیار متفاوت تر از ما با فرهنگ موسیقی غرب. به هر حال ایده آل یک گروه موسیقی کلاسیک این است که به قول آقای چکناواریان هر هفته کنسرت بدهد اما ما در شرایطی که رد ایران داریم می توانیم یگوئیم که گروهی مثل ما که مثلا چهاربار در سال کنسرت می دهد گروهی بسیار پرکار محسوب می شود چرا که دیگر گروه ها این شرایط را ندارند و گاهی می بینید که شاید سالی یکبار هم به صورت رسمی کنسرت ندهند. شما خودتان بهتر می دانید که امکانات اجرا موسیقی در ایران بسیار کم است و شاید ماکسیمم سالی یکی دوبار تالار وحدت در اختیار ما گذاشته شود اما واقعا سعی ما بر این است که از ان دو-سه بار بهترین استفاده را داشته باشیم و مردمی که به سالن می آیند از اجرا لذا ببرند و ما استانداردهایمان را هم حفظ کرده باشیم.

 

اسامی اعضای گروه موسیقی پارسیان بارها و بارها در تیتراژ سریال های تلویزیونی دیده می شود. آیا شما در گره محدودیتی برای نوازندگی اعضای گروه در دیگر آنسامبل ها ندارید؟

آیدین احمدی نژاد: ما نمی توانیم چنین خواسته ای را از اعضای گروه داشته باشیم چرا که پارسیان به عنوان تکیه گاه درآمدی اعضای گروه در نظر گرفته نمی شود.

 

شما در صحبت هایتان اشاره کردید که برخی از کارشناسان یا مسئولین چندان فضای مناسبی را برای فعالیت گروه های موسیقی کلاسیک ایجاد نمی کنند. دلیلشان چیست؟

آیدین احمدی نژاد: البته استدلال های زیادی از سوی آنها وجود دارد مثل اینکه چون موسیقی کلاسیک موسیقی سنتی ما نیست و مهد آن اینجا نیست هیچوقت نمی تواند درست اجرا شود و همیشه با لهجه اجرا می شود. البته از منظر فلسفی شاید درست هم باشد چرا که حقیقت همین است اما این مساله مثل نقض های زیادی دارد چرا که امروزه دیگر نوازندگان آفریقایی هم قطعات موسیقی کلاسیک را به خوبی اجرا می کنند و شما می بینید که در بهترین ارکسترهای کلاسیک دنیا ساز می زنند حتی نوازندگان ایرانی بزرگی هم داریم که در بهترین ارکسترها هستند وگاهی حتی سولیست این ارکسترها هم می شوند. از سویی دیگر شاید یکی دیگر از دلایل این ایرادها این باشد که پیش از انقلاب فقط نوازندگان خارجی در ارکسترهای موسیقی کلاسیک ساز می زده اند و به همین دلیل شاید صدادهی ارکسترهای فعلی به نظر این کارشناسان خوب نمی آید در حالیکه الان نوازندگان موسیقی کلاسیک در ایران به معنی واقعی دارند این موسیقی را از صفر آغاز می کنند و به نوعی آن را دوباره کشف می کنند. یعنی به هیچوجه طبق روالی که با این موسیقی در خارج از ایران برخورد می شود برخورد نمی کنند یعنی از یک جای مشخصی شروع کرده و آن را ادامه دهند بلکه این حرکت بسیار خودجوش تر از این حرف هاست.

مازیار ظهیرالدینی: در واقع هر کسی تخصص تجربی دارد. موسیقی کلاسیک در ایران به صورت سینه به سینه تدریس می شود. البته در دهه 60 هم که ما کارمان را به صورت بسیار جدی تر شروع کردیم باز هم وضاع به همین شکل بود یعنی ما فقط سعی می کردیم تا آنجا که می شود از بزرگان موسیقی تقلید کنیم و نه اینکه دقیقا بدانیم آنها با چه فلسفه ای این کار را می کرده اند.

نیما زاهدی: یک مساله دیگر هم در مورد مویقی کلاسیک وجود دارد و آن این است که ما یک سری شنونده جدی موسیقی کلاسیک داریم که اینها در تمام سال هایی که ارکسترهایی نبوده اند که قطعات موسیقی کلاسیک را اجرا کنند به آلبوم ها گوش می داده اند بعد وقتی همین افراد در سالن ها حاضر می شوند و قطعات را می شنوند اصلا توقعشان براورده نمی شود. همین مساله باعث می شود تا اینها اعتتمادشان را به ارکسترها از دست بدهند و گاهی هنوز ترجیح می دهند که آلبوم آن را گوش کنند. برای خود من بارها و بارها پیش آمده است که کنسرت های موسیقی کلاسیکی برگزار شده که اصلا حاضر نبودم برای حرید بلیت آنها هزینه ای صرف کنم چرا که از نتیجه آن خبردار بوده ام. با این حال نکته ای که در مورد گروه پارسیان وجود دارد این است که امروز افرادی از خمین شنوندگان جدی هستند که به اجراهای گروه ما م آیند و دیگر اعصابشان به هم نمی ریزد وقتی قطعات را با صدای پارسیان می شنوند بلکه برعکس از آن به عنوان یک گروه خوب موسیقی کلاسیک در ایران یاد می کنند که یک سری استانداردها را رعایت می کند.

 

تا به حال از بزرگان موسیقی کلاسیک دنیا به خصوص اتریشی ها  در مورد کار گروه پرسیده اید؟

 

آیدین احمدی نژاد: بله بارها و بارها این کار را انجام داده ایم. چه از نوازندگان و چه از آهنگسازان خارجی  و همچنین آهنگسازان و نوازندگان بزرگ ایرانی. خوشبختانه نظرات و بازخوردها بسیار خوب بوده است.

 

پس چرا هیچوقت در خارج از ایران کنسرت نداده اید؟

آیدین احمدی نژاد: به دلیل همان نگاهی که وجود دارد چرا که معتقدند وقتی اصل این گروه ها آنجا وجود دارند چه نیازی به حضور شماست؟ در حالیکه ما رپرتوار ایرانی هم داریم و بسیاری از آهنگسازان ایرانی قطعاتشان را به ما اهدا کرده اند که این اصلا مساله کمی نیست. ضمن اینکه مسائل مالی هم بسیار  مهم است و آنچه شما می بینید حضور گروه های موسیقی ایرانی و نواحی ایران در دنیاست. باید بیش از اینها به موسیقی کلاسیک شناخته شود چرا که زبان موسیقی کلاسیک زبان جهانی موسیقی است. ضمن اینکه ما در اجراهایمان از سازهای ایرانی هم استفاده می کنیم چون مابقانه این نگاه وجود دارد که بچه های کلاسیک مار با موسیقی ایرانی مشکل دارند در حالیکه در ککنسرت "نینوا" شما دیدید که ما این راه را آغاز کردیم و اغلبمان موسیقی ایرانی هم گوش می دهیم. اگرچه این سیستم ها کاملا با هم متفاوت هستند و مقایسه اینها با هم اصلا اشتباه است.

 

 

شما چقدر در انتخاب قطعات برای یک کنسرت چقدر به سلیقه جدی تان و چقدر به سلیقه مخاطب نگاه می کنید چون به نظر می رسد که در اجرای قطعات موسیقی کلاسیک باید تا حد و اندازه زیادی به مخاطبین توجه کرد؟ منظورم این است که ممکن است این روند باعث شود که شما ا اجرای قطعات نو و آوانگارد باز بمانید.

مازیار ظهیرالدینی: من فکر می کنم ما در تمام اجراهایمان به این نکته توجه می کنیم که حتما قطعات به گوش شنونده خوش بیایند. اما در کنار این آنچه بیشترین اهمیت را برای ما دارد این است که کارمان کیفیت داشته باشد و ضمنا از حواشی به دور باشیم. اما اینطور نیست که بخواهیم فقط به مخاطب پسندی فکر کنیم.

آیدین احمدی نژاد: شما باید به این نکته هم توجه داشته باشید که یک سری از مخاطبین ما مخاطبین جدی موسیقی کلاسیک هستند که ما باید آنها را هم حفظ کنیم و وقتی آنها ببینند که ما فقط به عامه تئجه کرده این خسته می شوند.

مازیار ظهیرالدینی: به هر حال جزو سیاست کلی ما این است که قطعاتی هم اجرا نکنیم که آنقدر پیچیده باشند که هیچکس متوجه نشود که ما چکار کردیم به جز خودمان. شاید در غرب چنین چیزی طبیعی باشد اما در اینجا نه.

نیما زاهدی: البته ما به چیدمان قطعات هم بسیار توجه می کنیم.

 

چرا گروه های موسیقی کلاسیک تا اندازه در ایران کم هستند؟

نیما زاهدی: موسیقی کلاسیک قوانین بسیار سختی دارد اینطور نیست که شما بتوانید تعدادی از افراد را به راحتی دور هم جمع کنید و بنشینید و ساز بزنید. اینطور نیست که شما صرف نوازندگی خوب موسیقی کلاسیک بتوانید سال های در یک گروه موسیقی کلاسیک دوام بیاورید. اگر می بیند پارسیان مانده است به دلیل این است که ما حول یک محور است.

 

آقای ظهیرالدینی در بخشی از صحبت هایشان به نوازندگی تجربی موسیقی کلاسیک در ایران اشاره کردند که به نظر می رسد تاثیر جالبی روی کار گروه ها نداشته است.

مازیار ظهیرالدینی: واقعیت این است که ما به عنوان نسلی که بعد از انقلاب به صورت جدی موسیقی کلاسیک کار کرده ایم واقعا آن را به صورت تجربی آموخته ایم. این تجربی نوازی و یادگیری تجربی از ابتدا تا الان با ما بوده است.  

آیدین احمدی نژاد: ببینید وقتی ما از نوازندگی تجربی صحبت می کنیم بیشتر بحثمان رد مورد بادگیری است در تمام دنیا قوانینی برای سن یادگیری موسیقی کلاسیک وجود دارد که حول و حوش 5-6 سال است که یک نوازنده تکلیفش در 12-13 سالگی معلوم شده است در حالیکه در ایران چه بسیار نوازندگانی که تازه از 18 سالگی شروع به نواختن موسیقی کلاسیک می کنند که این روی همه چیز تاثیر می گذارد.  ما در حال حاضر منبع اصلی مان فیلم های موسیقی کلاسیک و اجراها است که از انطرف به ایران می آید. نه فقط منبع ما که منبع اغلب افرادی که موسیقی کلاسیک کار می کنند همین چیزهاست.

 

اتفاقا در دوره ای برخی از این فیلم ها در میان مردم هم رواج پیدا کرد . حتما یادتان می آیند فیلم اجرای یانی در آکروپلیس یونان را. من فکر می کنم احتمالا همین فیلم ها هم باعث شدند که مردم فکر کنند تندنوازی موسیقی کلاسیک یعنی خوب نوازی.

مازیار ظهیرالدینی: ممکن است این هم باشد . به هر حال این آفت ها در موسیقی کشور ما به وجود می آیند البته منظور من در سطح عامه نبود. اما به هر حال منابع موسیقی کلاسیک در ایران آنقدر سینه به سینه و کم است که کمتر می توان اصلا روی آنها حسابی باز کرد.

 

چرا آلبومی از آثار اجرا شده تان را اجرا نمی کنید؟

نیما زاهدی: بعد از آلبوم مرگ فرشته که تنها آلبوم ما بود که دو- سه سال پیش منتشر شد دیگر نتوانستیم آلبوم منتشر کنیم چرا که انتشار آالبوم کلاسیک آن هم به شکلی که ما می خواهیم سخت است. ما دلمان می خواهد به شکل اجرای زنده آثار را ضبط کنیم که باید بسیار دقیق باشد و کمتر صدابرداری می تواند در ایران به خوبی آن را ضبط کند و ما باید برای ضبط به دیگر کشورها همچجون ارمنستان سفر کنیم که آن هم بسیار هزینه بر است.

 


 
کلمات کلیدی : پارسیان، موسیقی
comment نظرات ()