فلوت سحرآمیز

برای خواهشت کسی تره خرد نمی‌کند
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٤
 
نگاهی به یک مقولهء تکراری در موسیقی ایران
 اینکه موسیقی در ایران کپی رایت داشته باشد خوب است یا بد؟ شدنی است یا نشدنی؟ به نفع چه کسی یا کسانی است اگر موسیقی کپی رایت داشته باشد و از آنطرف به ضرر چه کسانی تمام می‌شود؟

امسال هم بار دیگر بلافاصله بعد از تعطیلات عید نوروز بحث نخ نماشده‌ء کپی رایت موسیقی در ایران به راه افتاد. ماجرایی که پیش از این طی ده سالهء گذشته بارها و بارها مطرح شده، گزارش‌های زیادی دربارهء آن نوشته و چندین بار به مجلس هم کشانده شده است. اما هرگز این ماجرا از این مرحله جلوتر نرفته است. این در حالی است که هفتهء گذشته مدیر عامل انجمن موسیقی ایران اعلام کرده که قصد پیگیری این ماجرا به مناسبت اینکه امسال سال جهاد اقتصادی است را دارد.

سال‌هاست که کپی رایت موسیقی در ایران معنایی ندارد. سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف در اولین ساعات انتشار آلبوم‌های موسیقی آنها را بدون کمترین زحمتی روی صفحه‌های اصلی‌شان قرار می‌دهند. تنها مرجع جلوگیری‌کننده از این اتفاقات خواهش و التماس‌های لفظی خواننده‌ها و آهنگسازان و تهیه‌کننده‌های موسیقی برای کپی نکردن آثار است و اینکه چقدر تا به حال برای آن هزینه کرده‌اند. این در حالی است که چندین سال است که عوامل کپی کردن فیلم‌های سینمایی بلافاصله دستگیر و معرفی می‌شوند. قطعا یادتان نرفته که ماجرای کپی کردن فیلم‌های سینمایی هم تا همین چند سال پیش آشفته بازاری بود مثال‌زدنی. سر هر کوچه و گوشهء هر خیابانی بساطی پهن بود که در آن می‌شد تمام فیلم‌های روز اکران را به نازل‌ترین قیمت خرید. اما حالا خبر از یکی از این فروشنده‌های به اصطلاح غیر مجاز نیست. به این معنی که پس اگر بخواهیم و قانونی هرچند نانوشته برایش وجود داشته باشد و حربه‌ای که بشود دیگران را با آن ترساند این اتفاق برای موسیقی هم قابل رخ دادن است.

بی‌شک کپی رایت موسیقی نه در ایران که در خارج از ایران هم از آن دست چیزهایی است که تنها با دخالت دستگاه قضایی قابل انجام است وگرنه مدت‌هاست دیگر کسی برای حرف تره هم خرد نمی‌کند.

و حالا پاسخ دادن به سوال‌هایی که اول طرح شد. اینکه موسیقی در ایران کپی رایت داشته باشد خوب است یا بد؟ مساله این است که در صورتی که موسیقی در ایران کپی رایت داشته باشد، آنوقت باید همه و همه برای موسیقی پول بدهند. به نظر امری بسیار بدیهی و اولیه می‌آید. اتفاقی که اصلا اینطور نیست! تصور می‌کنید کسی برای موسیقی‌هایی که به صورت شبانه‌روزی از صدا و سیما پخش می‌شوند پول می‌پردازد؟ یا موسیقی که در ایستگاه‌های مترو پخش می‌شود؟ یا در تمام تیزرهای تبلیغات استفاده می‌شود؟ یا در فروشگاه‌ها، تلویزیون‌های شهری، وسایل حمل و نقل عمومی و غیره و غیره؟ جواب منفی است. جوابی که همه می‌دانیم، موسیقی که همه گوش می‌کنیم و پولی که همه‌مان نمی‌پردازیم.

سوال بعدی؛ آیا شدنی است؟ به نظر می‌رسد با عبارت"می‌تواند شدنی باشد" کارمان راحت‌تر راه بیفتد. اما واقعیت این است که ما به نداشتن کپی رایت چنان عادت کرده‌ایم و آنقدر خوب و ردیف روزگارمان در حال سپری شدن است که اصلا نیاز به این مقوله حس نمی‌شود! مگر از جانب اهل موسیقی که متضررین اصلی این ماجرا هستند. هنرمندان یا تهیه‌کنندگانی که روز به روز دلسردتر می‌شوند. یادم می‌آید یایک چمن‌آرا که اتفاقا چندی پیش به کافه خبر آمده بود زمان تقریبی کپی شدن یک آلبوم را 7 الی 8 ساعت از انتشار اولین سی دی می‌دانست که این هیچ معنایی ندارد جز فاجعه!
و واقعی‌ترین پاسخی که به سوال به نفع چه کسی یا کسانی است اگر موسیقی کپی رایت داشته باشد، می‌شود داد سودجویانی‌اند

که همیشه و همه‌جا هستند. در این میان ضرر اصلی تنها به بدنهء موسیقی از بزرگ تا کوچک آن می‌رسد، موسیقی که روز به روز رنجورتر و نحیف‌تر می‌شود و موسیقیدانانی که هیچوقت نمی‌توانند دلشان را به فروش بالای آثارشان خوش کنند.

سوال‌ها مثل همیشه، مثل همهء این ‌سال‌ها سر جای‌شان باقی‌اند. پاسخ‌ها هم سال‌هاست که مشخص‌اند. سال‌هاست که تنها حلقهء مفقودهء این زنجیر "قانون" بوده و هست.


 
comment نظرات ()