فلوت سحرآمیز

نگاهی به موسیقی فیلم هیس دخترها فریاد نمی‌زنند
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٩
 

 این مطلب همچون اکثر مطالبم در حوزهء موسیقی فیلم در مجله فیلم منتشر نشده و در  سایت خبرآنلاین منتشر شده است

یک موسیقی تریلر رمانتیک 

از جمله ماندگارترین کارهایی که پیوسته در میان موسیقی فیلم‌های دنیا شنیده می‌شود، موسیقی فیلم‌های تریلر و اکشن است و اگر قرار باشد لیستی تهیه کرد مثلا از بهترین کارهای موسیقی فیلم تاریخ تهیه کرد، شک نداشته باشید که تعداد زیادی از آنها به این ژانرهای فیلم تعلق دارند. از "جنگ ستارگان"، "پرندگان"، یا جیمزباندهای مختلف گرفته تا همین اواخر و موسیقی فیلم‌هایی چون "گرگ و میش"، "بتمن" و "یاران اوشن". اما در ایران شاید کمترین توجه به همین نوع موسیقی‌ها شده باشد. تصور می‌کنم دلیل اصلی‌اش هم این باشد که اصولا به فیلم‌های ژانرهای دلهره‌آور، اکشن یا وحشت آنچنان توجهی نشده است و هنوز ارجاعات مختلف تاریخی در سینمای ایران به این نوع ژانرها برمی‌گردد به دهه پنجاه و شصت و فیلم‌هایی نظیر شب "بیست و نهم". چند سال پیش هم که فیلم "آل" در این گونه ساخته شد، با وجود اینکه فیلم خوش ساختی محسوب می‌شد اما چندان مورد توجه قرار نگرفت.

حالا آخرین فیلم پوران درخشنده اگرچه تماما به ژانرهای فوق تعلق ندارد و در لحظاتی بیشتر ملودرام است تا تریلر اما موسیقی‌اش بهترین لحظات اوجش را در چنین فضاهایی تجربه می‌کند. تصورم بر این است که حتی در میان آثار آهنگساز پرکار سینمای ایران کارن همایون‌فر هم، موسیقی "هیس دخترها فریاد نمی‌زنند" از شاخص‌ترین‌هاست چرا که تجربهء توامان استفاده از موسیقی ملودرام و تریلر تجربهء بسیار دشواری است و نقاط تلاقی این دو و حفظ خط تماتیک موسیقی کار هر آهنگ‌سازی نیست. از این حیث از جملهء تماتیک‌ترین کارهایی که در جشنوارهء فجر امسال شنیدم و آن را یکی از شانس‌های اصلی دریافت جایزه موسیقی می دانستم همین اثر  بود. موسیقی که لحظات بسیار خوبی را دارد و به معنای کلاسیکش موسیقی متن فیلم است. یک تم اصلی دارد که قطعات دیگر از دل آن بسط و گسترش پیدا کرده‌اند. هرگز ارتباط آهنگساز با آن تم اصلی قطع نشده مگر به ضرورت سکانس‌های فیلم. مثل سکانس‌های تهدید‌های مراد یا تعقیب و گریز در بندر.

همایون‌فر برای فیلمی که قصد ندارد یک ملودرام اشک‌انگیز باشد، موسیقی از جنس خودش نوشته. موسیقی این فیلم حجم بسیار بالایی دارد و در اغلب صحنه‌ها حضور مواجش را حفظ کرده. می‌رود و می‌آید، اوج می‌گیرد و پایین می‌آید، اما هست. موسیقی هیس دخترها فریاد نمی‌زنند قرار نیست که کمک به اشک‌انگیز شدن و سانتی‌مانتال شدن آن بکند بلکه بیشتر موسیقی است که به لایه‌های عمیق‌تر درد و رنج شخصیت اصلی قصه "شیرین" پرداخته. تم اصلی موسیقی برای شخصیت اصلی و فریادهای فروخورده‌ای که او طی این سال‌ها داشته است نوشته شده. از این حیث ما با اثر موسیقایی شخصیت‌پردازانه‌ای طرف هستیم که خیلی کاری به موقعیت‌های مختلفی که در فیلم از آنها صحبت می‌شود ندارد. تنها دغدغه‌ای که این موسیقی دارد، شیرین است و در هر حالتی افکار و دلشو‌ره‌ها و سرنوشت او را دنبال می‌کند. همین می‌شود که در صحنهء پایانی که شیرین بالاخره در راه رفتن پای چوبهء دار فریاد می‌کشد، موسیقی صدایش را به سقف آسمان نمی‌چسباند، بلکه برعکس به همان روال عادی اوج و فرودهایی که دارد می‌پردازد. آنقدر آهنگساز گوش شنونده‌اش را با حرف‌های نگفتهء شخصیت اصلی پر کرده است و آنقدر در طول فیلم سعی کرده که به این فرض اولیه پایبند باشد که گوش مخاطب کاملا برای شنیدن فریاد شیرین آماده شده است. چنین برخوردی را در صحنهء گریهء رقت‌آور شیرین هم می‌بینیم. موسیقی کاملا قطع می‌شود تا صدای گریهء او شنیده شود.

اگر از این زاویه به موسیقی هیس دخترها فریاد نمی‌زنند نگاه کنیم، با یک مهندسی موسیقایی مواجه می‌شویم، چه از نظر انتخاب سکانس‌ها و چه از نظر اوج‌های موسیقایی. شاید هر آهنگساز دیگری بود، اصرار به گنجاندن موسیقی‌اش در صحنه‌های احساسی فیلم هم داشت و برای گرفتن قطره اشکی، دست به هرکاری می‌زد. از این حیث موسیقی هیس دخترها فریاد نمی‌زنند اثری است قابل احترام.

با این حال و با وجود تکنیک بالا باید به این نکته هم اشاره کرد که موسیقی این فیلم می‌توانست تم قوی‌تر، زیباتر و بیادماندنی‌تری داشته باشد. در این صورت شک ندارم که قابلیت ماندگاری بالایی پیدا می‌کرد و از آثار ماندگار خالقش شمرده می‌شد. اما ظاهرا تکنیک به احساس چربیده و نتیجه‌اش همین موسیقی‌ای شده که می‌شنوید. 


 
comment نظرات ()