فلوت سحرآمیز

 
نویسنده : سمیه قاضی زاده - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/۱
 

يادداشت
بچه هاي بيرون تالار و حدت
هم تو مي داني و هم من که بچه هاي بيرون تالار ،شايد خيلي مستعد تر از بچه هاي داخل باشند، شايد اگر براي مدتي کوتاه تحت آموزش هاي آکادميک قرار بگيرند، با اين شور و حرارت به افرادي برجسته در موسيقي تبديل شوند.

شاد و پر انرژي که از کنسرت بيرون مي آيي، هميشه چند کودک با رقص و آواز بيرون تالار نشسته اند و نمي گذارند از فضاي موسيقي خيلي فاصله بگيري. اين بچه هاي با استعداد، هرچند در آن طرف ديوار به اجراي موسيقي نمي پردازند و از صداي دست هاي تماشاگران ترو تميز ، با دسته گل هاي قشنگ و بزرگ برخوردار نيستند، اما بازهم تا دقايقي پس از بامداد بيرون تالار منتظر مي شوند و با صدايي پرشور تو را به موسيقي دعوت مي کنند.

تو هم، هرچند که بيش از احساس لذت، دلسوزي ات گل کرده است، اما هميشه کارشان را ستوده اي و نتوانسته اي بدون نيم نگاهي به آنان بگذري. گاهي کوچک ترين عضو گروه با رقصي کودکانه،نوازنده آکاردئون را همراهي مي کند. ديگر تو دست هاي سياه،دمپايي هاي پاره و قيافه خسته و گرسنه و از همه بدتر ...سرما زده او را نمي بيني، آنچه مي ماند بخاري است که از حنجره هاي نازک آنها بالا مي آيد و شوري است که در فضا مي پراکند که اگر تو نباشي چه کسي مي خواهد آنها را گوش کند.هم تو مي داني و هم من که بچه هاي بيرون تالار ،شايد خيلي مستعد تر از بچه هاي داخل باشند، شايد اگر براي مدتي کوتاه تحت آموزش هاي آکادميک قرار بگيرند، با اين شور و حرارت به افرادي برجسته در موسيقي تبديل شوند. اين نفس هاي گرم را  نبايد فقط ديد که بايد بيش تر از اين حرف ها شنيد.  از اين دست ترانه ها  جز همين دم در تالار، آن هم بعد از اتمام برنامه، نمي تواني بشنوي.

دلم مي خواست وقتي بچه هاي ديگر براي اجرا به صحنه مي آمدند، آنها را هم ميانشان مي ديدم. تا همه مان فکر نکنيم که فقط بعضي از بچه هاي 3 -4 ساله قادر به نواختن هستند...نه...اگر کمي نزديک تر را نگاه کني، مطمئن باش که حداقل ده ها بچه 4 تا 10 سال را مي بيني که در اتوبوس ها و پارک ها مي خوانند و مي زنند.
خوب، اين هم از جشنواره هميشگي موسيقي خياباني که نه فقط در طول دهه فجر، که در همه سال دم در تالار وحدت برپاست.                     


 
کلمات کلیدی :
comment نظرات ()